زنجیر
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت ،
خدا دنياي بي زنجير آفريد ،
آدم بود كه زنجير را ساخت ،
شيطان كمكش كرد .
دل ، زنجير شد
زن ، زنجير شد
دنيا پر از زنجير شد و آدم ها همه ديوانه زنجيري
.
خدا دنيا را بي زنجير مي خواست
نام دنياي بي زنچير اما بهشت است
امتحان آدم همين جا بود
دستهاي شيطان از زنجير پر بود
.
خدا گفت زنجيرهايتان را پاره كنيد
شايد زنجير شما عشق است
يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد ،
نامش را مجنون گذاشتند
مجنون اما نه ديوانه بود و نه زنجيري
اين نام را شيطان بر او گذاشت
شيطان آدم را در زنجير مي خواست
« عرفان نظر آهاري »

14:35  | ستايش |
