..
در اين دنيا ، همه چيز دست خود آدم است ،
حتي عشق ، حتي جنون ، حتي ترس ،
آدميزاد مي تواند اگر بخواهد كوه ها را جابه جا كند ،
مي تواند آبها را بخشكاند ،
مي تواند چرخ و فلك را بهم بريزد
آدميزاد حكايتي است
مي تواند همه جور حكايتي باشد
حكايت شيرين ، حكايت تلخ ، حكايت زشت ... و حكايت پهلواني ...
بدن آدميزاد شكننده است اما هيچ نيرويي در اين دنيا ، به قدرت نيروي روحي او نمي رسد ،
به شرطي كه اراده و وقوف داشته باشد
ص 285 از كتاب « سووشون »
..
كتاب « سووشون » را خواندم
نمي دانم چي و بايد مي فهميدم
تنها جملات بالا كمي آرومم كرد
وقتهايي هست كه كائنات با آدم حرف مي زنند
بايد گوش و چشمي داشت براي شنيدن و ديدن
..
براي تو و خويش چشماني آرزو مي كنم كه چراغها و نشانه ها را در ظلمات ببيند
گوشي كه صداها و شناسه ها را در بيهوشي مان بشنود
براي تو و خويش روحي كه اين همه را در خود گيرد و بپذيرد
و زباني كه در صداقت خود
ما را از خاموشي خويش بيرون كشد
و بگذارد از آن چيزها كه به بندمان كشيده است سخن بگوئيم
..
15:48  | ستايش |