تبليغاتX

                                       باران ، خيال خيس خورده اي است كه در اوج سقوطش مرئي شده است
 

حرفهاي من با خودم - ! ! !

چهارشنبه 1386/05/03

! ! !
 

ديروز يه اتفاق عجيب برام افتاد

براي پيدا كردن كتاب يه سري زدم به كتاب فروشي آرين

بين كتابهايي كه چيده بود گشتي زدم و دو تا از اين كتابهاي كوچك « گزيده گفتارها پائولو كوئيلو » و

« اعلاميه جهاني حقوق بشر» و انتخاب كردم و رفتم پاي صندوق ، كتابها را دادم و وجه و پرداخت كردم

آقاي صندوق دار كتابها را گذاشت توي ساك پلاستيكي و بهم داد

من هم همونطوري گذاشتم توي كيفم

موقعي كه سوار تاكسي شدم و خواستم كه كتابها را نگاهي بندازم

ديدم سه تا كتاب برام گذاشته

..

كتاب داستان  «‌ سووشون »‌ نوشته سيمين دانشور

..

آن گاه كه چيزي طلب مي كني ، جهان به تمامي

جرگه مي شود كه ياري كند به تو تا تمناي خويش دريابي

 

«‌ كيمياگر پائولو كوئيلو »‌


 

11:3  | ستايش   |