تبليغاتX

                                       باران ، خيال خيس خورده اي است كه در اوج سقوطش مرئي شده است
 

حرفهاي من با خودم - سرنوشت

یکشنبه 1386/04/31

سرنوشت
 

    دلم نمي خواد افسرده و غمگين به نظر بيام ولي

    در زندگي زخم هايي هست كه مثل خوره قلب را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد 

    چه خوب بود اگر همه چيز را مي شد نوشت

    هر چند ، چيزهايي هست كه نمي شود به ديگري فهماند 

    .. 

    مي گويند اين سرنوشت است كه فرمانروايي دارد ،

    با اين حساب‌ چه مي شود كرد ؟ سرنوشت پر زورتر از من است

    ..


 

18:26  | ستايش   |